دلم نمیخاست هیچ وقت چنین حسیوتجربه کنم .فکرشو نمیکردم! خیلی سخته بخام قبول کنم ک این علاقه یه طرفه بوده باشه! ینی واقعا یه طرفه بود؟متاسفم!! امیدوارم چن ساله دیگه حسرتش تودلم نمونه!
خدایا من متاسفم! حالا ک قضیه روشده عمررابطشون اندازه تمام مدتیه ک من نگاهم به اون بود و امیدم به یه حس دوطرفه خدایا چی بگم؟ به زودی عقدشونه ومن باید شرکت کنم . شاید اگه غرورمومیشکستم دربرابرش یا اون م
دیگه انگیزه ای واسه ازدواجواین مسائل ندارم. همیشه فک میکردم اخرش باروری تموم میشه ک میادوازعلاقش بهم میگه ولی آخرش امروزعصرتموم شد وقتی خاهرم لابه لای حرفاش با تلفن گفت مبارک باشه به شادی یه لحظه قلب